قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
165
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال شانزدهم از رحلت خير البشر از آن جمله آن است كه ذو النورين ، عثمان بن العاص را امر فرمود تا متوجّه شاپور ، كه يكى از شهرهاى فارس است ، شود و عثمان بن العاص با لشكرى متوجّه آن نواحى شد . اهالى آنجا از صولت لشكر اسلام انديشه كردند و اختيار مصالحه نمودند و بدل صلح سه هزار و سيصد مثقال نقره تسليم نمودند و شهر كازرون [ را ] ، كه در نواحى شاپور است و حالا شاپور از نواحى آن است ، داخل مصالحه ساختند . پس عثمان بن العاص ، هرم بن حيّان وعدى « 1 » را به تسخير قلعهء بحره - كه در ميان اهالى آن ديار به قلعة الشيوخ موسوم بود و در اصل دار سفيده و قلعهء سفيده مىگفتند و حالا بدين نام اخير موسوم است و نامهاى ديگر متروك . [ فرستاد ] و اين قلعهايست بسيار محكم [ و ] بر سر كوهى است بغايت مرتفع . يك دو راه بيش ندارد و بسيار بزرگ است و حصارش محكم و در اندرون آن قلعه يك نهر آب جارى است ، چنانچه گِل زراعتى در آن قلعه به آب مىكنند و در ايران زمين به خوبى [ و ] استحكام مشهور است . و چون ايشان با لشكر به پاى قلعه رسيدند فى الحال از اطراف قلعه [ 21 الف ] جنگ درانداختند . دليران لشكر اسلام به يك بار خروشيدند و كوشيدند و قلعهء به آن استحكام را به توفيق حضرت حقّ سبحانه و تعالى فتح نمودند . و از آن جمله آن است كه ذو النّورين ، عمرو عاص را از عمل خراج مصر عزل كرد و عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح را بدان عمل نصب كرد و ليكن امارتهاى آن ممالك را همچنان به عمرو عاص مقرّر داشت . و چون دو حاكم در يك ولايت باشند ميان ايشان منازعه مىشود
--> ( 1 ) . فتوح البلدان ، ص 143 ؛ نهاية الأرب ، ج 5 ، ص 25 : هرم بن حيّان عبدى .